سقوط کابینه ی چوپان

گفتم بیا؛
آمدی اما چه سود.
گفتم برو؛
رفتی و دیوانه تر شدم.
******
دیگر فاصله و موقعیتم طوری نیست که حتی هفته ای یکبار هم دستم به کیبرد برسد. که کلمه ها را ردیف کنم روی چرخ دستی وبلاگ و آواره ی آی دی دوستان که " آی ...مطلب جدید دارم". همین بود که زحمت دادم به دوستی عزیز.
****
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم
موجیم که آسودگی ما عدم ماست.

   + چوپان - ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/٩/٢