the reader و تکانه‌های پس از آن

به‌نام خدا

نمی‌توانم احساس برانگیخته از فیلمی اینچنین را پنهان کنم، صادقانه بگویم. داستان آنقدر روان، رک و ظالمانه است که دل هر سنگ‌دلی به زعم بنده ریش می‌شود. داستانی با مختصات شرقی و از نوعی که حدس می‌زنم بزودی تمایلات سینمایی هالیوود را به این سو بیشتر خواهیم دید. شخصا با همه سخت‌گیری نقطه ضعف خاصی در داستان نیافتم اما بد نیست نویسندگان ما - خصوصا نویسنده فیلم دو زن که نمی‌دانم کیست و امیدوارم هرچه سریعتر نوشته‌هایشان را از خامی خارج کند- به نحوه شروع، سوئیچ زمان، ریتم، زمان وقوع حادثه‌های سرنوشت‌ساز، نوع این حوادث، پرداخت واقعی - انگار نویسنده عین اتفاق را تجربه کرده و از آن مهمتر عین همان را منتقل نموده- کمی بیشتر توجه کنند. شما می‌توانید بسط این مساله در همه شخصیت‌ها را ببینید مثلا حالت‌های هانا در کلیسا یا زمانی که در انتهای فیلم مجددا مایکل را می‌بیند یا رفتار مایکل در حوادث مختلف داستان. البته نمی‌خواهم نقش بازیگر را انکار کنم اما رابطه متقابل نوشته و بازی را که باور داریم. از طرفی سیر تکاملی داستان آنقدرها ساده و برعکس پیچیده نیست که" ان قلتی" به آن از هر دو سو وارد باشد. به نظر داستان بسیار ساده و حتی عامی است اما شکل ارایه آن فنی، کم نقص و زیباست. حکایت سادگی و زیبایی. فقط ای کاش درک شرق و غرب در عشق و یا همان Love یکی بود.  

   + چوپان - ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/٢٤