دل خوش به تار مو

به نام دوست

چقدر به دلم نشست شعری که امین روشنی، شاعر آرام خرم آبادی، از قول شاعری ناآشنا برایم خواند:

 

دلم به تار مویی خوش بود،

   شانه‌اش کردی؟

 

یا این شعر که هادی عبدالحسینی از قول شاعری افغانی برایم خواند:

غروب در نفس گرم جاده خواهم رفت،

پیاده آمده بودم،

                   پیاده خواهم رفت...

 

چقدر حس بعضی نوشته‌ها کشش دارد. چقدر گاهی، دل آدم هوای حسی ورای زمان و مکان می‌کند. خوشحالم می‌کنید اگر شعری، نوشته‌ای با همین حس برایم ارسال کنید.

 

   + چوپان - ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/۱٧