دست می کشم

به نام خدا

این شبهای سنگین و پرمعرفت، همین که یک حادثه مثل یک جفت چک نر و ماده تو را از یکی دو صفت بدت آگاه کند و آگاهی ات را به باور برساند، خودش یک معجزه است. یک دستاورد که باقی عمرت را مثل امام محمد غزالی دست ببری به پرده خانه کعبه و عهد کنی که من بعد تعصب نکنم. 

مثل جیم کرونی می نشینم و خودکار به دست، می نویسم. او آرزوهایش را می نوشت و من این بار لیست نبایدها و نکنم های زندگی ام را طومار می کنم. همین هم اگر اتفاق بیفتد امام زاده ای می شوم برای خودم. تکه ای جواهر شاید.

حس می کنم برای این نوع زندگی از نفس افتاده ام. برای زیستن در شهر و جامعه ای که یک قطعه از پازلش را تشکیل داده ام متاسفم. برای رفتارها و نتایجش. برای 5+1 دل خودم، برای داعشی که به جان فرهنگم- فرهنگمان - افتاده و برای تندی بی حد مردم سرزمینم که مثل آینه رفتارهای خودم هستند هم با کمال میل متاسفم.

  این شد که دیشب بر بالین بیماری عزیز کرده، نشستم و گریستم. وقت انقلاب شده شاید. وقت دست کشیدن از خیلی رفتارهایی که نهادینه شده. این انقلاب دل چسبی ست. بقول مازنی ها، دلوست (delevest).

پس از دیشب مثل ذکر تسبیح با خودم می گویم :

- من بعد دست می کشم از...

- دست می کشم از ...

... 

/ 9 نظر / 5 بازدید
تارا

التماس دعا توی این شبها:)

آوا

کاش دست بکشیم از این زامبی های که شدهایم کاش از این شبها فقط بیداریش را یاد نگیریم بیدار شویم .خوب است که تصمیم گرفتی .

خانم صورتی

دست کشیدن همیشه هم خوب نیست... گاهی اوقات هم باید دست داد تا انقلاب بشه.

تارا

سلام طاعات و عباداتتون قبول حق و پیشاپیش عید فطر رو بهتون تبریک میگم:)

سین

عیدتون مبارک[گل]

آویشن

اگه دشت کشیدن از یه سری چیزها کمک کنه که اوضاع بهتر بشه به نظر من که اشکالی نداره .

آوا

سلام عید تون مبارک

افت و خیز !

دست میکشم از تمام تصمیم هایی که فقط در حد تفکر باقی ماندند !