به نام حضرت دوست

دلتنگی های بزرگسالی آنقدر شده که از گذشت روزگار و بزرگتر شدنی که هر روز آرزویش را داشتم پشیمانم. کودکی در آرزوی بزرگسالی، و بزرگسالی در حسرت کودکی. نه دوست من! این خبرها هم نیست که می گویند. همین بزرگسالی ما هم پر شده از کودکی های آن موقع. خوب نگاه کن، از ما بچه تر هم مگر هست؟

/ 6 نظر / 6 بازدید
کلاغ کوچيکه

آره!همه مان ادای آدم بزرگ ها در می آوريم...خوب و بدش را نمی فهميم،فقط کافی است اين دور و وری ها فکر کنند با آدم بزرگ طرفند...من اما هيچ وقت بزرگ نمی شوم!ادا هم در نمی آورم!!!

لئورا

انگار همین دیروز بود که متولد شدم با اشکهای خودو ناله های مادرم وحشت غریبی داشت این ناشناخته! بی آنکه طعم رنجهایش را چشیده باشم . کودکی عالم خوشخیالیست. بگذار همیشه کودک بمانیم ... عرض ادب استاد . با داستانکی به روزم و چشم انتظارم از پنجره ی نقد - قدر نظری وقت گرانبهايتان را به دست نوشته ی نا قابل حقير اختصاص دهيد . بدورود.

زنی شبيه درخت

ای روزگار بچگی ام را به من بده تا حسرت بزرگ تری آرزو کنم

يکی از سه شنبه ای ها

هر سه شنبه غروب وقتی خودکار در تنهايی و خاموشی دستانم تاب می خورد ُ ديگر امروز مثل هر روز نيست . بوی غريبی ميدهد . ياد ياران همکيش ياد لحظه های آبی روشن . به راستی که سه شنبه ها بهترين روزهای جهان بود ...