سوشال مدیاهای اجتماع گریز پردردسر

وبلاگ‌نویسی را فراموش نکرده ام. مشکل اینجاست که پرشین بلاگ در تصمیمی عجیب اقدام به تغییراتی کرد که برایم قابل درک نیست و این را هم اگر سلیقه ای بدانم، اینکه با این تغییرات تا حد زیادی از آرشیوهایمان را به باد داد را نمی توانم بپذیرم.

از طرف دیگر دوستان قدیمی که در دامنه های دیگر می نوشتند امکان نظردهی ندارند و من اینجا شبیه کسی شده ام که باید در دالانی تنها صحبت کند و پژواک حرفهایش را با کمی خوف بشنود و اندکی بعد لابد دچار روان پریشی نیچه طور شود.

پس در اقدامی منفعلانه هم از وبلاگ نویسی فاصله گرفتم، هم از وبلاگ خوانی. اولی بلایی بود که بر سرم امد، دومی انتقامی بود در پس بلای اول.

مزیت وبلاگ به نسبت اینستا، توییتر، فیسبوک و ... این بود که دری وری هایش کمتر بودند. مسولیت پذیری بیشتری دارد این فضا به سوشال مدیاهای کم کاراکتر و ساندویچی و سرپایی. آنها بیشتر جانک فودی اند و این بیشتر شبیه کله پاچه یا شاید حلیم و ... -بی ربط نیست به گرسنگی سر صبح -

اما بد نیست آن فضاها را هم کمی تجربه کنید. بخواهم بیشتر توضیح بدهم، اینستای فارسی بیشتر به لایف استایل و فضای لاکچری می پردازد. فضایی با محوریت عکس، درآمدزایی مناسب و رو به بالا، خلاقیت زیاد و به نسبت پرنشاط تر.

تلگرام هم اگرچه بر مبنای گفتگوی دو طرفه-پیام رسان- طراحی شده اما ترفند کانال باعث انقلابی عجیب شد. بخصوص که از ابتدا این مدیا در مقابل کشورهای سانسورچی بنا شد. سال ۹۲ یا ۹۳ دورف با همکاری و تشویق دولت فعلی گام به فصای مجازی ایران گذاشت، علت اصلی خروج ازحاکمیت صدا و سیما و فرار از نظارتهای سنگین بر فضای رسانه ای بود. دولت از طریق همین بستر توانست در انتخابات مجلس با قاطعیت و در ریاست جمهوری با تبصره ماده برنده شود.کافی ست به اثرگذاری وحشتناک کانالها در فروش نشریات کاغذی دقت کنیم. در آن جلسه کذایی بنده حضور داشتم که مدیرمسول اعتدالی یکی از نشریات به عضو اعتدالی کمیته فیلترینگ التماس میکرد که لااقل کانالهای تلگرام را ببندید و بیاندازید گردن اعضای اصولگرای کمیته، فروشمان به یک سوم رسیده.

بله کانالهای تلگرامی، امروز به سادگی ماهیانه تا صد میلیون درآمد خالص دارند. کانالهایی که روز اول یک سرگرمی ساده بودند با نهایتا ۵۰ هزار عضو و امروز رسانه ای قدرتمند شده اند با یک میلیون فالوور.

و اما توئیتر، فضایی ست محدود در کاراکتر، عکس،فیلم و ... که باید استعداد فرد در کمترین حجم بروز کند. این البته محدودیت صرف نیست. جو توئیتر نسبتا غمبار، سطح ناله و زاری بیشتر، عمق طنازیها بیشتر، روابط عمومی تر و مطالب جذابتر است. البته ایراد وحشتناک توئیتر جاج کردن و حملات وحشتناک باندهاست. اگر تمایل به داشتن اکانتی در این فضا دارید باید بدانید اولین شرط آن سکوت و مطالعه و صبر در یک ماه اول است. بی اخلاقی تقریبا بیداد می کند. قواعد توئیتر شبیه فیلمهای آرماگدونی ست. مثلا وقتی مهراب قاسم خانی وارد این فضا شد برخورد چکشی و کوبنده ای شد با او. از برخورد با سحر قریشی و بقیه کمتر بگویم. در حال حاضر این فضا در تسخیر و تسلط محض براندازان، سلطنت طلبان و اقشار عادی جامعه ست. چهره های فعال در این مدیا هر روز و در هر توییت مورد هجمه و حمله دائم قرار دارند. فحاشی، بی ادبی، حمایت، بحث و مشاجره و ... از مشخصه های این فضاست.

باز هم دعا کنید برگردم. اینجا را از سال ۸۴ با خون دل حفظ کرده ام. آن روزهای سخت سربازی، زندگی‌مشترک دردناک و این روزها،‌نیازمند یک دفتر برای واگویه کردن حرفهایی ست که می شوند مگس توی ذهن. در امان خدا

/ 0 نظر / 48 بازدید