امام غریب

به نام خدا

هرکدام از ائمه به نامی و صفتی نزد دوستداران معروفند. مثلا امام حسین(ع) به مظلومیت و امام رضا(ع) به غربت و شاید قربت. تا اینجا بماند.

حدود ظهر سوار تاکسی شدم به سمت یوسف آباد. راننده مردی بود خوش برخورد و طناز و با لحجه ای خراسانی. همین خراسانی بودن برای دیوانگی من بس است. داشتم در خود کنکاشهای متداول ذهنی را مرور می کردم که راننده بی مقدمه رو کرد به مردی که روی صندلی پشت سر نشسته بود و گفت: تا به حال آدم نجیب دیده ای؟

- بله؟ متوجه نشدم؟

راننده سوالش را تکرار کرد. مسافر گفت: نمی دونم؟ و کنجکاو منتظر ادامه حرف شد.

راننده اشاره کرد به من و گفت این آقا!؟!؟

چنان مستاصل و خجل و متعجب (و هزار حالت دیگر شدم) که تکلم یادم رفت. و راننده اصرار داشت. دلم به ریشم می خندید که" ای پدر سوخته من می دونم چه آدمی هستی". گفتم: اهل خراسانی؟ که حرف عوض شود. گفت بله. مال جای خوب مشدم.

مرا و وجودم را به نام نامی امام هشتم بسته اند. گفتم: مشهد باش، همین کافیه. خوب و بد نداره.ما ایرانیا ارباب و صاحبمون امام رضاست. هرجا بریم آخرش یا امام رضا رو لبمونه. مکه هم بریم میگیم حال و هوای امام رضا رو داره.

رسیدیم به مقصد. 1000 تومانم را برداشت و گذاشت زیر روکش داشبورت.

- آقا این حتما برکت دره. مودونم شما اهل دلی. خودش معلومه خوب.

گفتم: اینجور نگو.من که خودمو بهتر میشناسم. ولی این کارا آدمو به اشتباه میندازه.

از تاکسی پیاده شدم. رفتم سمت بانک. خودپرداز بعد از معطلی پول نداد. بانک بعدی هم. و بعدی که اصلا خود پرداز نداشت. هیچ پولی نداشتنم. همان هزاری بود و من. زدم زیر خنده. یکی دو نفری متعجب برگشتند و نگاهی کردند. سری تکان دادم و با خودم گفتم اینم از آدم نجیب.

/ 7 نظر / 5 بازدید
غزل

سلام برامام غریب همین چندروز پیش از نزدیک سلام فرستادم اما باز دلتنگم،دل تنگ نشستن روبروی و گنبد و... اسم وبلاگتون رو خیلی دوست داشتم به یه یه دلیل دوست داشتنی شخصی.

بنفش

معنی ناب نجابت نفس پاک صداقت ای که موج نفست میبردم تا بودن ای سکوتت دل من را نجوا چقدر پاکی تو وچه خاموش و روان نقطه ی آغازی تو برای بودن و ماندن تو زبان همه ی چلچله ها را حفظی تو فقط میدانی معنی دریا چیست توفقط میفهمی راز پنهان دلم را که به بلبل گفتم من به او نسپردم که به وقت خواندن پیش گلبرگ شقایق ننشیند شعر از تارا گلی http://forum.1pars.com/thread4960.html

بنفش

دنباله شعر: وبدینگونه تو راز دل من را خواندی!تو که آیینه ی آبی وجودم هستی تو که تفسیر کلامم,تو که مقصوددعایم هستی وتو که سنگ صبور دل آشفته و شیدای منی ای که امواج پریشان به تو تعظیم کنند لهجه ی نیلوفری تو مال من و دل آبی و ساده ام از آن تو باد سخنی میگویم,بازبانی خاموش و نگاهی خیره ای که در ظلمت شبهای دلم مهمانی وچه بزمی برپاست در دل کوچک من!بزم شادی و شعف بزم نیلوفری پیچک سبز فردا وچه زیبا و دل انگیز شبی ! ای دلم را مهمان ای تو مقصود نفسهای اهورایی صبح ای تو مقصود غزلهای بلند دل من با خودت زمزمه کن بهترین مثنوی عشق دو دلداده ی شب وبه گوش دل بی تاب زمان هجی کن این که می مانی و با من به زبان میگویی که من و تو بودیم که من و تو هستیم وبه پایان جهان میگوئیم معنی بودن و ماندن مائیم...

خرچنگ

حالا چی شده بود که اونجا اینقدر نجیب به نظر میومدی؟ حتما یه داستانی داشته؟

الی

[ابله] بامزه بود!

دانشمنگ

سلام مطمئنید از افعال معکوس استفاده نکرده[نیشخند] شوخی کردم.حالا به چشمش نجیب اومدی بده...

nilo93

از امتحان های خدا گاهی اوقات لذت می برم گاهی اوقات رنج می کشم اما از اون آدم نجیب خوشم اومد چون درست رفت درست رفت و خندید...