سر کوه بلند نی می زنن نی

دلم برایت تنگ شده بی نوا. حکایت چوپان و نی که به این سادگی ها نیست. حکایت دل سوخته و پای مانده و چشم به خون نشسته فرق میکند با همه ی حکایتهای لیلی و مجنونی. فرق میکند با طعم زمینی زندگی. حالا که دست دلم تنگ شده بیا و بنواز . بیا و رمه هایمان را باز برانیم آنجا که دست ابرها هم به آن نمی رسد. بیا رفیق بیا...

/ 1 نظر / 8 بازدید
زنی شبيه درخت

چهار پايان بر چهار پای و چهار ناخن من بر دو پای برهنه ام در آبو پشت گاوآهن آواز می خوانم ودرخت بر يک پای ايستاده هيچ نمی گويد سلام بر حضرت دوست(ع) خوشحالم که می بينم هنوز هم دل و دماغ نوشتن برايت باقی مانده دورادور جویای حال شما بودم خوشحال میشم سر بزنی نظری