باران

-این باران هم عجب کلمه پر باری ست. مثلن وقتی میگوییم "نخ" هیچ حس و حالی نداریم. پتانسیل قبل و بعد از شنیدن عبارت یکی ست. اما بعضی کلمات باری بر دوش دارند. مثل باران. مثل مه. مثل مادر.

-این هفته طبق عادت مالوف به حوادث زیادی گذشت. اول و آخرش که این بحثها برای پوشش قیمت دلار است و بس. ولی به هر حال به تنهایی هم چلنج داشتند. مثل قهر و لوس بازی حاتمی کیا که البته بنده برخی موارد حق می دهم. همه برنامه ها را داده اند به این ملیچک دربار شیخ حسن و اجرایی نمانده که ایشان نداشته باشد. این فرد هم که از اساس با جناح بازی و سیاسی کاری مطرح شده ول کن نیست. خب در نقد فیلم به تو چه که چه کسی به کدام جناح داخلی وابسته باشد. اگر خارجی بود بله. از ان طرف حاتمی کیا هم شده بچه ننر سینما. کمتر از برگ گل نباید بشنود.

-بعد هم که صحبتهای علی کریمی بود و مناظره اش با یکی از مثلثهای باند اصفهانی های فوتبال. این داستان زیادی دارد. خلاصه اش اینکه کفاشیان و تاج و ساکت فدراسیون فوتبال را با سازمان لیگ عزیزمحمدی و از ان طرف کمیته المپیک صالحی امیری تاخت زده اند. روسای هیات فوتبال ۳۱ استان هم که با اینها هستند. مربی و کاپیتان تیم ملی هم همچنین و ... صد سال هم اگر انتخابات بگذارید همینها انتخاب می شوند و دولت و سازمانها هم بابت این لابی گری مداخله نخواهند کرد. حالا به اینها مافیای رسانه ای عادل فردوسی پور که سخت دلداده کیروش و تا حد زیادی نزدیک به باند مهدی محمد نبی دبیر سابق یا قائم مقام پیشین فدراسیون-ایضا بردار شوهر لیلا فروهر😉- هست را هم اضافه کنید. این حرفهایی که کریمی زد، البته اول باید اثبات شود-مثل حرفهایی که خودم اینجا زده ام بی سند و مدرک- و بعد هم باید رو کرد به جناب عادل خان و باقی بزرگان فوتبال و پرسید این سوالها را شما باید می پرسیدید. تا به حال کجا بودید و چرا سکوت کرده بودید؟ تا کی بند کفش و شکل و شمایل بازیکن را بولد می کنید و اصل و اساس رسالت مطبوعاتی و رسانه ایتان را رها می کنید؟

مورد دیگر براندازی نظام بود که بطور کامل در ۲۲ بهمن اتفاق افتاد و بنده برای ان امین بار شاهد سرنگونی نظام بودم-میدانم خیلی از خوانندگان دل خوشی از این نظام ندارند و این هم عقیده ای ست- ولی بدانید که این اتفاق نخواهد افتاد مگر به دست خود مسولین. با این رفتارهای عجیبشان. یکی دو دوره دیگر این کارگزارانیها روی کار باشند نه این نظام که هر نظام دیگری دچار چالش و بدتر هم می شود.

-هفته قبل دوستان دست به دامن شدند و بنده مقاله ای نوشتم در مزمت کارگزاران و کهنه ژنرالها و مدیران مسن و پولدار و ... و ضمن حمله به انتصابات نجفی شهردار، در دفاع از جوانان پر انرژی اصلاح طلب، گفتم کاش بجای رفتن به سمت امثال صالحی امیری و جنتی و "شجاع پوریان" بروند سمت امثال دکتر محمدی و دیگر اصلاح طلبان متعهد و کاردان. مطلب برای اولین بار به اسم بنده و در نشریه ای اصلاحطلب منتشر شد. از بد حادثه شجاع امروز حکمش صادر شد و من شدم از اینجا رانده از انجا مانده😀🤣🤣🤣

زنگ زدم و گفتم شجاع جان، من یک رگ قجری دارم که گاهی دامن گیر می شود. شما ببخش. به ان همه یارانه بی زبانی که ۱۲ ماه به حسابت ریختم ببخش. 🤣

/ 0 نظر / 38 بازدید