اطاعت از دستور

...دردا که شعاع ثمره پهلوانی، میدان های بازی آفرید و منادیان شهامت در میدان زندگی مصلوب!
تیر خویشاوندان فریب خورده به قلب مشدی ها نشانه رفت تا اسارت پایدار بماند، تو چه داری ای جهل که افسونت برادر را به خون برادر تشنه می سازد...

در زندگی قطعه چوبی شناور بر آبیم .بهترین راه، سپردن خویش بر دست امواج خروشان آب است چرا که مقاومت نتیجه ای جز خستگی و کسالت در بر نخواهد داشت، بهتر است وانمود کنیم در حال لذت بردن از شنای خویش هستیم. شگفت این که نیروی پرتوان طبیعت یا سرنوشت، همراه با بدبختی های انسان، صبری به او می بخشد تا تن خسته او بتواند کوبه بارش را تا ابد بر دوش کشد.

"بی نوا"

/ 9 نظر / 7 بازدید
شيرين

سلام من معنی واقعی به دست اواج سپردن را دقيقا درک می کنم واقعا فقط بايد رها شد

تولدت مبار ک

م

اگر ماه بودم به هر که بودم سراغ تو را از خدا می گرفتم و گر سنگ بودم به هر جا که بودی سر رهگذار تو جا می گرفتم اگر ماه بودی به صد ناز شايد شبی بر لب بام من می نشستی و گر سنگ بودی به هر جا که بودم مرا مي شکستی- مرا می شکستی

چوپان

سلام نوای بی نوايی. از لطف بی دريغت ممنون. ايکاش فرصت باهم بودنمان بيشتر بود. سگ هم سلام ميرساند. انقدر برف آمده که کمتر از زير سقفش بيرون ميايد. مثل صاحبش دنيا زده شده شايد. ته فدا

احمد

سلام عزيز آره چيزی نمونده ... فقط چند وقت ديگه بايد وانمود کنيم ٬ خودمون نباشيم و ... ببخش که يه کم دير سر زدم هنوزم بهت حسوديم ميشه هااا

گاهی کمی شبيه درخت ميشوی . سبز! اما تا به سایه ات می رسم - از تو پاييز مي بارد !!! چه ميشود کرد . سهم ما هم از با تودن همين بود . من حتی به داشتن سايه ی محوی از خاطرات گنگ و آبی تو در ذهن وامانده ام دلخوشم . حالا که آمدی چرا آپ نکردی ؟!

بد جنس

از چی می ترسی چوپان؟ دلت را ببند به ميخ طويله ای کنار سگت بعد خودت هر جا دلت خواست برو