به نام خدا

- تصمیم گرفته ام اگر کنار خیابان منتظر تاکسی ایستاده باشم و خانمی هم زمان نزدیک بنده همین قصد را داشته باشد با توسل به زور او را از آن محل فراری دهم. والله بخدا. از بس بعضی راننده ها .... . استغفرالله. و به این ترتیب بعد از خفاش شبهای تهران، بزودی لولوی روزهای تهران هم خبرساز میشه. پیشاپیش هم بگویم بنده با ان لولویی که به فرمایش رئیس جمهور پیشین ممه برده هیچ نسبتی ندارم. خوش به حالش. من فقط لولوی تاروندنم. همین.

- انصافا یک نفر به من بگوید چقدر باید توی یک مسیر مشخص و ثابت کرایه تاکسی داد؟ من که فاصله توپخانه تا نواب را از هزار تا هزار و هفتصد کرایه داده ام. مگر چند بار می شود اعتراض کرد؟ چقدر اول صبحی اعصابمان را که لابد از سر راه آورده ایم بریزیم توی قوطی و دنگ دنگ صدایش را در بیاوریم؟ ای بر پدر آدم طماع...!!!

- من که هر چه صبر کرده ام از این دولت یک فعل دلنشین ببینم تا به حال توفیق نداشته ام. انگار اوضاع فعلی دولت شبیه مردی شده که با دو دست همه امور را مثل خرید منزل به دست گرفته و حالا مانده در را با کدام عضوش باز کند! البته مختارید که با خواندن " کدام عضو" یاد هر عضوی بیفتید ولی مطمئنا آن عضوی که شما دوست من، بله شما، به یادش افتادید اینجا کار ساز نیست. جناب دکتر، یک حرکت ویژه ای، تحرک بیشتری، چیزی. دلمان لک زد برای آن اقتصاد پویایی که همه تان وعده می دادید. 

- بنظر شما سرنوشت دختری که به خواستگارهای عادی و هم سطح خودش جواب مثبت نمی دهد چیست؟ یا چه باید باشد؟

تنهایی؟ انتظار؟ خوش شانسی؟ بدبختی؟ ازدواج دیرتر از موقع؟ ... اون ته کلاس.... چی؟ جهاد النک... ؟!!! استغفرالله. بی تربیت. خب برویم سر حرفمان. بدون شک اگر کسی نتواند فرصتهایش را درک کند، بعدها مجبور خواهد شد به هر فرصتی جواب مثبت دهد. و اگر از درک فرصت و تهدید عاجز باشد، خدای نکرده حتی اغفال و اشتباه و ... هم به مصائب اضافه می شود. این را هم بگویم که بعد از جنگ تحمیلی نسل پسرهای خوب، با شیبی بسیار تند در حال انقراض است. پس زیاد فرقی بین بد و بدتر نیست. این بلا دیر یا زود و توسط هر گزینه ای می تواند بر سر شما نازل شود. 

- کشته مرده دنیایی هستم که در آن گاز گرفتن یک فوتبالیست را همه دیدند و تکه تکه شدن کودکان غزه را نه. کشته مرده دنیایی هستم که در آن یک هواپیما با تمام سرنشینان بی گناهش را ساقط می کنند تا بگویند گروه مقابلشان وحشی و گناه کار است. کشته مرده دنیایی هستم که در آن رای دادن و تظاهرات مردمی علیه یک حکومت درست است و چند صد کیلومتر آن طرف تر مردمی حضور دارند که برای رای دادن باید قیام کنند و کشته شوند و همان سازمان ملل رای دادن را حق آنها نمی داند. کشته مرده دنیایی هستم که عمر طولانی ملکه مفت خور انگلیس دست مایه طنازان جهان نمی شود و آن سوتر عمر هفتاد سال سیاست مدار دیگری با عمر جهان مطایبه می شود. کلن عرض می کنم، کشته مرده دنیای هستم که بسته به نفع گوینده حق و ناحق عوض می شود.

- از وقتی وحوش داعش افتاده اند به جان عراق، اوضاع اینترنت و شبکه های اجتماعی خنده دار شده. خصوصا آنجا که همه از سپاه و بسیج بد می گفتند و الان همه در مدح سردار سلیمانی و طرحهای نظامی که در سوریه وعراق اجرا کرده، قصیده ها سراییده اند.

- این آخرین روزهای ماه رمضان بنده و دیگر دوستان را از برکت دعای خود بیشتر بهره مند کنید. خصوصا اینکه یکی از دوستان این اواخر یک شام باخته و بیشتر محتاج دعاست.

/ 7 نظر / 8 بازدید
ماط

در مورد اول دوم سوم چهارمو الی یکی به اخر نظری ندارم. ولی در مورد اخری جیگرم کباب شد![اوه]

امیر

داستان چیه؟ رو آوردی به پستهای +۱۸ ؟! از کنایه شروع کردی. میترسم مجبور باشم ازین به بعد با فیلتر شکن بیام وبلاگت[چشمک]

ناشناس

اول را که خیلی موافقم. خواستگاری نرفتم ولی دختر دم بخت زیاد دیده ام که منتظر ازدواجند ولی شرایطش را ندارند اما همه دخترا به خواستگار مناسب جواب مثبت می دن. نکنه شما؟؟؟!!!

آقای نوستالژی

خواستم مرد و مردانه در مقابل همگان فریاد بزنم که حاج رسول منم! یعنی ببخشید اون کسی که شام رو باخته منم... و البته از حرکت مردانه تر شما یاد کنم که شام رو بخشیدی[نیشخند]

آقای نوستالژی

این هم از بزرگیت هست که میگی نبخشیدی. میدونم که میخوای دیگران نفهمن تا چه حد بزرگواری. من امروز درس بزرگی ازت گرفتم مرد. الان هم اشک در چشمم حلقه زده و من میرم که در خلوت خودم ببارم!

امیر ش (m(

راستش نمی دونم برای کجای این متن زیباتون نظر بنویسم که والا پول بلیط هواپیما ندارم که از شرق برم غرب و ازون طرف شمال و جنوب رو سیر کنم! بگذریم! اون چیزی که به نظر من شده مروارید این متن کشته مرده شدن شماست برای این دنیا!! والله راست میگید که منم ناجور با شما هم عقیده ام.دلم میخواد بشینم و صدتا دفتر صدبرگ رو به هم بچسبونم و این تناقضات بی رحمانه دنیا رو یاد داشت کنم.بازم میترسم کم بیارم. خدارحم کنه به آقامون حضرت حجت بن الحسن (عج) که با چه نفهمایی باید دست به گریبان بشن!!

ویولا

منظور از پاراگراف پنجم رو درست درک نکردم. اخه اینهایی که بعنوان مثال مقابل هم نوشتید تقریبا هیچ ربطی به هم نداشتن. نه اون گاز گرفتن کار قابل توجیهیه تو همچین تورنومنت جهانی ای نه کشتار انسانهای بیگناه هر جای دنیا که باشه چه تو غزه چه دشمن غزه. هر کدوم از این نکات به خودی خود قابل تامل هستن و فکر میکنم که اونهایی هم که باید ببینن و بشنون و دلسوزی کنن هم ، متوجه این قضایا هستن. اینکه مثلا عمر طولانی ملکه انگلستان چرا مایه تمسخر ما نیست، اما اون یکی سیاستمدار (داخلی)هست هم قبول ندارم ، تا اونجایی که میدونم همون آدم تو کشور خودش کلی بهش ایراد و انتقاد و .. وارده. گرچه در هر صورت این جور جک ساختنا و این داستانا (به عنوان انتقاد یا مخالفت با سیاست اون شخص یا جناح)رو زیاد نمی پسندم!